سفرنامه

به طراوت جان سرزمین باران (قسمت اول)

سفر لازمه هر زندگیه، سبکش مهم نیست مهم سفر کردنه اما حقیقت اینه که ذهن ما همه اش میخواد یه کاری کنه که ما کارای خوب رو انجام ندیم مثلا برا سفر کردن براتون بهانه میاره که من وقت ندارم، پول ندارم، ماشین ندارم… من خیلی وقته که این صداهارو خاموش کردم و سفر میکنم، با کمترین وقت و پول و بدون ماشین شخصی. چیزی که میخونید شرح یکی از همین سفرهاست شاید به شما هم کمک کرد تا اون صداهای ذهنتون رو خاموش کنید.

به طراوت جان، سرزمین باران - قسمت اول

من کارمندم پس خیلی زمان ندارم که سفر طولانی مدت برم اما آخر هفته ام رو همیشه بایه مرخصی ساعتی خالی میکنم برا سفر. چهارشنبه ساعت 1 از محل کارم عازم شدم به سفر

مقصد کجاست؟!

گیلان چطوره؟!

خب همه مون شاید رشت و شاید یکی از شهرهای استان گیلان رو رفته باشیم ، اما این سفر یکم فرق داره من تنهام، فقط 20 هزارتومن پول دارم و ماشین هم ندارم پس یه دور داده هام رو مرور میکنم از تهران تا رشت 325 کیلومتر راه هست زمانی نزدیک به 4 ساعت و نیم با ماشین شخصی که من ندارم اتوبوس هم نمیتونم بگیرم چون پولم کمه پس تصمیم میگیرم هیچهایک کنم.

هیچهایک چیه؟

هیچهایک یه سبک سفره که خیلی قشنگ و هیجان انگیزه یه بده و بستونه مرامی بین مسافرا و راننده های تو جاده، تو هیچهایک حرفهای جدید میشنوی و آدمای جدید میبینی و خیلی چیزهای جدیدی تجربه میکنی، ضریب امنیتیش؟! خب به نظر من بستگی به خود فرد داره اگه جوانب احتیاط رعایت بشه امنه.

حالا روشش چطوریه؟

هیچی خیلی ساده گوشه جاده راهت رو میگیری و میری هرجا خواستی می ایستی و برای ماشینهای گذری جاده دستت رو میبری بالا نگه که داشتن با لبخند به سمتشون میری براشون توضیح میدی که یه عشق سفری یه مسافر که اجازه تدادی بی پولی تورو تو خونه نگه داره اگه دوست داشته باشن و مسیرشون بخوره میتونی باهاشون تا جایی بری و اینطوری همراه میشی با آدمای جدید.

خب مسیر که مشخص شد میرم به سمت رشت وسیله هم که معلوم شد هیچهایک میکنم اما از کجا هیچهایک کنم، خب من همیشه خودم از جاده های خروجی شهر شروع میکنم برای همین تو همین سفر هم ساعت 1 از اداره زدم بیرون و با مترو کرج خودم رو تا کرج رسوندم، اونجا اومدم کنار جاده و منتظر ایستادم.

مترو کرج

 

خب برا یه دختر تنها سخت نیست، خطر نداره؟!

میدونید به نظر من خطر یه چیز نسبیه یعنی همونقدر که تاکسی سوار شدن میتونه خطر ناک باشه این کار هم ممکنه خطرناک باشه، قرار نیست اینجور فکر کنی که چون کسی تو این روش ازمون پول نمیگیره پس حتمن چشم داشت بدی به ما داره و هرکی پول میگیره پس حتمن خیلیییی امنه! رفتار ماست که امنیت رو برای ما می سازه.

من همیشه با لباس تمیز مناسب سفر (شلوارهای پرجیب، مانتو آزاد، شال سبک، کتونی ورزشی و کوله دوست همیشگیم) کنار جاده می ایستم، این نشون میده به راننده ها که من یه مسافر کوله به دوشم...

خلاصه با این شمایل کنار جاده ایستاده بودم و برا ماشین هایی که به نظرم مناسب بودن دست تکون میدادم که یه زوج تقریبن مسن سوارم کردن...

راستی ماشینای مناسب از دید من کیان؟

خب برا هیچهایک اگر دختر تنهایید بهترین گزینه ماشین هایی هستن که زوجن به ویژه زوجهای میانسال چرا؟! خب چون دنبال یه هم صحبت می گردن.

من به هیچ وجه سوار ماشینهایی نمیشم که خودشون برام نگاه میدارن و منو انتخاب میکنن یا برام چراغ میزنن از دور چون ممکنه دردسر ساز بشن.

هما جوون و همسرشون منو سوار کردن مقصدشون تا قزوین بود میگم براتون که چی شد ....

به این مطلب امتیاز دهید
(4 امتیاز)
خوانده شده 326 دفعه
به طراوت جان سرزمین باران (قسمت اول) - 5.0 out of 5 based on 4 votes
برای دریافت کدهای تخفیف و پیشنهادهای ویژه مپگرد در خبرنامه عضو شوید
کانال تلگرام مپگرد


نظری داری؟

از پر شدن تمامی موارد ستاره‌دار (*) مطمئن شوید. کد HTML مجاز نیست.

1 نظر

  • لینک نظر زینب میری چهارشنبه, 12 آبان 1395 ساعت 20:15 نظر زینب میری

    لطفا ادامشو زودتر بنویسین
    چون من خودم کارمندم و اصلا وقت ازاد ندارم... بیشتر واسم جالب شد

سفرنامه ها

سفرهای پیشنهادی

خبرنامه

برای دریافت پیشنهادهای ویژه مپگرد در خبرنامه عضو شوید