مجله گردشگری مپگرد

سیروان جلالی یکی از اون دسته آدم هایی هست که هم کار میکنه و هم از تعطیلی هاش استفاه میکنه و سفر میکنه و معتقده باید تو حال زندگی کرد و از کوچکترین لحظات زندگی لذت برد. مصاحبه امروز مپگرد با سیروان رو امروز بخونید.

گفتگوی اختصاصی مپگرد با سیروان جلالی - 4.3 out of 5 based on 11 votes

در این مقاله می خواهیم بهترین روش برای بستن چمدان سفر را بررسی کنیم. بعضی‌ها می گویند شما باید لباس‌ها را به شکل استوانه ای (لول کردن) جمع کنید. بعضی پیشنهاد می دهند که آنها را تا کنید. مثل کارهای دستی که با کاغذ در اوریگامی ژاپنی انجام می‌دهیم. بعضی ها بسته بندی مثل بقچه  را توصیه می کنند. تعدادی از مردم از ابزارهای خاص این کار استفاده می‌کنند، مثل مکعب‌های بسته بندی یا کیف‌های فشرده‌ساز. سفر اخیری که داشتم به من این فرصت را داد که بسته بندی های مختلف را امتحان کنم و بهترین و کاربردی ترینشان را انتخاب کنم و در مپگرد برای شما بنویسم.

بهترین روش بستن چمدان سفر - 5.0 out of 5 based on 3 votes

تصمیم گرفته بودم این هفته خونه باشم و سفر نرم. اما اتفاقاتی برام افتاد که یکهو وسایلمو جمع کردم و تصمیم گرفتم تنها بزنم به جاده! بچه ها برنامه های مختلفی داشتن که دعوتم کردن اما به همشون گفتم این سری رو می خوام تنها برم تا خیلی چیزارو به خیلی ها از جمله خودم ثابت کنم.

سفرنامه کاشان (قسمت اول) | هیچایک با آلمانی ها - 4.5 out of 5 based on 2 votes

شهر سنندج در استان کردستان را بهشت پنهان می نامم چرا که پوشیده از طبیعتی چشم نواز از هزاران تپه پوشیده از درختان میوه و گلهای رنگارنگ و مزرعه های زیباست و چشمه هایی که از هر طرف جاریست، روح فزا و دلگشا.

برای من که سفرهای زیادی رفته ام، ناشناخته بودن این طبیعت بکر و شگفت انگیز در بین شهرهای دیگر ایران که تا این زمان موفق به دیدن آنها شدم باعث شد تا سنندج را بهشت پنهان نامگذاری کنم.

سفرنامه کردستان | بهشت پنهان - 4.8 out of 5 based on 9 votes

سوم دسامبر روز سرد زمستانی، اولین سالگرد ازدواجمان بود، که می‌خواستیم این روز را در آمستردام (Amsterdam) بگذرانیم و با یک مهمانی دو نفره در یک رستوران جشن بگیریم. هتل و پرواز را رزرو کردیم. قرار بود ساعت ۸ صبح از لندن (London) پرواز کنیم. شب قبل همه وسایل و پاسپورت‌ها جمع کردیم.

جا گذاشتن پاسپورت و جا ماندن از پرواز آمستردام (Amsterdam) - 5.0 out of 5 based on 2 votes

همه ما حتی اگر تجهیزات حرفه ای عکاسی هم داشته باشیم گاهی دوست داریم سبک سفر کنیم و تنها با دوربین موبایلمان عکاسی کنیم. آستین مان (Austin Mann) یک عکاس سفر (Travel Photographer) هست که به تازگی به رواندا (Rwanda) که با تپه های ناهموار خود به سرزمین هزار تپه معروف است سفر کرده و برای گرفتن عکس های بی نظرش از دوربین آیفون 7 استفاده کرده است تا به گفته خودش ویژگی های جدید دوربین آیفون (iPhone) را کشف کند و ببیند چطور این ویژگی های جدید، میتواند عکس هایش را بهتر کنند.

7 نکته برای گرفتن عکس های فوق العاده با آیفون 7 در طول سفر - 5.0 out of 5 based on 6 votes

 

موقع برگشت با علی هیچهایک کردیم و نتونستم لاله و وحید رو که برمی گشتن تبریز، ببینم و باهاشون خداحافظی کنم. هیچهایک با علی خیلییی باحال بود. کلی سوژه جالب پیدا می کرد برای خنده و منم بی سروصدا از خنده روده بر می شدم.

با کلی حال عجیب غریب راه افتادیم سمت اسالم. حالمون گرفته بود، خسته بودیم و تو خالی و داغون اما به روی هم نمی آوردیم. بعد از عوارضی خلخال دو تا دو تا جدا شدیم. من و یکی از بچه ها سوار یه پراید شدیم که تا دو راهی اسالم - پونل مارو می رسوند. سرنشینهاش سیاه پوشیده بودن و صدای بلند نوحه تو ماشین پخش می شد. حالم عجیب بد بووود. منظره اطراف هم خشک بود و هوا گرفته. سرمو به شیشه چسبوندم و چشمامو بستم...

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت هفتم) | ما دیگه پوستمون کلفت شد! - 5.0 out of 5 based on 2 votes

تو سرم جنگی بود! نمیتونستم بخوابم، خروپف و خرناس بلند یکی دو تا از بچه ها که چادرهاشون چسبیده بود به چادر ما، باعث شده بود نتونم بخوابم. تا صبح تو مغزم یه عده جنگیدن و زدن و خوردن... عوضش صبح با صدای گله گوسفند از خواب بیدار شدم. این قسمت صبح بیدار شدن رو همیشه دوست دارم. صدای بع بع و زنگوله ی بزها یه لذت وصف ناشدنی داره که باید خودتون تجربه ش کنید!

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت ششم) | بهشت - 5.0 out of 5 based on 1 vote

چون نزدیک مراسم تاسوعا عاشورا بود فقط می خواستن از امنیت مراسم مطمئن بشن. مدارک شناسایی هممون رو چک کردن و اسامی مون رو نوشتن و رفتن. سوار نیسان شدیم و رفتیم سمت اندبیل...

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت پنجم) | درخت هر چی پربارتر، افتاده تر - 5.0 out of 5 based on 2 votes

امیر ممبنی دوچرخه سواری هست که اگرچه به خاطر آسیب دیدگیش در مسابقات تکواندو رکاب زدن واسش سخت بوده اما تلاش کرده با بیماریش مقابله کنه و به هر شکلی که میتونه سفر کنه. با مپگرد همراه باشید تا این گفتگوی اختصاصی رو بخونین و از تجربیاتش استفاده کنین.

گفتگوی اختصاصی مپگرد با امیر ممبنی - 4.7 out of 5 based on 9 votes

سرفه های شدید وحید سکوتمون رو شکست. یوسف یکهو گفت: "من از این اپی، پونزده روز تو گرجستان و ارمنستان استفاده کردم. اما چرا حالا…" علی گفت: "هیس! هیچی نگو... موکتهارووو !!!" نگاهمون افتاد به موکت ها و تازه دیدیم که موکت ها از چند جا به شدت سوختن! بی اختیار قیافه خاله حسین آقا و پدرش اومد جلو چشمم که انگار اصلا راضی نبودن ما اون شب خونشون بمونیم!

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت چهارم) | بلوط شوم - 5.0 out of 5 based on 1 vote

 دوربین رو می برم رو سکانس پسرها... دقیقا روبروی بیمارستان یه کلانتری بود. بیرون بیمارستان که نمیشد کمپ کرد هر چند فضای باز زیادی داشت. انگار پسرها با حراست بیمارستان صحبت کرده بودن که داخل بیمارستان کمپ کنن و اجازشو گرفته بودن. اما بعد از زدن چادرا، مامورای حراستی از بچه ها خواستن که بساط چادرهارو جمع کنن.


کمپ کردن داخل شهر اونم تو ایام عزاداری کار آسونی نبود. اون موقع یادم رفت بپرسم چرا لاقل داخل بیمارستان نیومدن منتظر بشن، تو سرما خسته و گشنه منتظر بیرون اومدن مینا از اتاق عمل بودن... اما خب سفر هیچوقت آدمهاش رو دست خالی نمیذاره و همیشه یه چیز خوب تو چنتش داره.

ما که روبروی بخش ICU منتظر مینا نشسته بودیم یه خونواده خلخالی هم اومده بودن به مریضشون سر بزنن. یکیشون که مرد جوونی بود به اسم حسین آقا با دیدن لباسا و کفشامون کنجکاو شد و اومد سمت ما و سر حرفو باز کرد.

وقتی سربسته براش تعریف کردیم چی شده گفت که ما نزدیک بیمارستان یه واحد خالی داریم که قبلا مستاجر داشته، برید و امشبو اونجا استراحت کنید. حالا ازون اصرار و از ما تعارف و انکار... آخرش شماره همراهشو داد و رفت مسجد محل برا عزاداری.

وقتی فهمیدیم حراست اجازه کمپینگ نداده به بچه ها، گفتم محسن تورو خدا شماره حسین آقا رو بده به بچه ها. همه خستن و عصبی؛ حوصله یه دردسر جدید نداریم...
خلاصه بعد از هماهنگی، حسین آقا آدرس داد تا بچه ها برن خونشون. یه چیز بامزه وسط اینهمه دردسر این بود که خاله حسین آقا تو بیمارستان همراه مریض بود و از وقتی فهمید ما میخوایم بریم خونه خواهرزادش کلی واسمون قیافه گرفت و پشت چشم نازک کرد. (موقع خداحافظی رفتم صورتش رو بوسیدم و تو دلم گفتم هر چقدر میخوای پشت چشم نازک کن وضعیت ما شخمی تر از اونه که بخوایم به این چیزا توجه کنیم!!)
بعد ازاینکه مینا کمی هوشیار شد، شروع کرد به جیغ و داد: "شما اجازه ندارین این کارو بکنیییید... شما به لحاظ قانونی حق ندارین …" بقیه حرفاش نامفهوم بود. فرداش که بهش تعریف کردم که چه حرفایی به دکترا و پرستارا زده باورش نمی شد و کلی خندش گرفته بود.
بعد ازاینکه مینا به بخش منتقل شد، لاله و محسن شب رو بیمارستان موندن و من که شب قبلشم دو ساعت بیشتر نخوابیده بودم با بقیه راهی خونه حسین آقا شدیم...
خونش خالی و تمیز بود. تازه گچ کاری شده بود و موکت تر و تمیز و نویی هم کفش انداخته بودن.
اینکه دارم خونه رو به دقت توصیف میکنم دلیل داره. چون بعدش اتفاق عجیب دیگه ای افتاد و فضای سفرمون رفت تو فاز فیلم جومانجی...

شب رو هر جور که بود گذروندیم. می خوام بگذرم از صحنه هایی که وحید بدون اینکه حواسش باشه عکسهای گوشیش رو بهم نشون داد و چشمم که به عکس خندون و زیبای مینا افتاد اشکام بی اختیار سرازیر شد.

ازین صحنه هم میگذرم که علی که تمام مسیر با کمک بقیه، مینارو کول کرده بود، نمیتونست بخوابه و میگفت چشمامو که می بندم احساس میکنم قطره های خون مینا می ریزه رو صورتم... می گذرم از استرس ها و دل لرزه های علی که وقتی بی اختیار داشت ماجرا رو برام تعریف می کرد حواسش نبود که بعضی چیزها رو چندبار چندبار داره تکرار می کنه. گفتم بگو علی... هر چی هست بگو و بریز بیرون تا دلت سبک تر شه! بهش دلداری می دادم ولی خودم می ترسیدم که چشمامو ببندم و صحنه های وحشتناک امروز مثل فیلم جلو چشمم رژه برن! خیلی طول کشید تا خوابم برد...
اولین کاری که بعد بیدار شدنمون کردیم این بود که زنگ زدیم به محسن و لاله. لاله جمله ای گفت که حال هممونو کمی بهتر کرد. گفت: "من کلی خسته بودم ولی بخیه های تمیز و ظریف مینارو که دیدم شارژ شدم." خب خبر خوبی بود! گفتیم پس یه صبحونه ای بخوریم و پا شیم بریم بیمارستان.

بچه ها کپسول های اپی شون رو درآوردن تا چایی دم کنن. منم در اوج آرامش مشغول شونه کردن موهای ژولیده پولیدم شدم. چه می دونستم بعد از فاجعه دیروز یه بحران عجیب و ترسناک دیگه هم در راهه، چه می دونستم اتفاقات بد به همینجا ختم نمیشه، چه می دونستم این سفری که اومدیم قراره مثل یه گردونه ترسناک اونقدر مارو بچرخونه و بچلونه که یا کم بیاریم و سرگیجه بگیریم و پرت شیم کنار یا قراره خمیرمایه مون رو چنان ورز بده و نترسمون کنه که به اتفاقات نه چندان کوچیک بعدی تو سفرهای بعدیمون بخندیم...
چند ثانیه نگذشته بود که احساس کردم اتاق روشنتر از قبل شده... وقتی رومو برگردوندم دیدم کپسول اپی یوسف آتیش گرفته؛ چه آتیشی!!... صحنه رو لطفا آهسته جلو ببرید... انقدر وقایع سریع و ترسناک اتفاق افتاده بود که نفهمیدم اصلا چی شد!

صدای فریاد پسرها رو می شنیدم که می گفتن: مراقب باشید، وحید صورتتو بپاااا....یکهو وحید رو دیدم که مثل ابراهیم از تو آتیش اومد بیرون و علی که داشت می دوید و به هر نحوی می خواست آتیشو خاموش کنه. یه آن به خودم اومدم و دیدم که پتوی مسافرتیم رو انداختم رو آتیش. شعله های  آتیش زبونه کشیدن و پتو رو هم تو خودشون بلعیدن.
پسرها دستپاچه و هراسون این ور و اونور می دویدن. حواسم به مهران و یوسف و حتی معصوم نبود که چیکار می کردن. تصویر مبهمی ازشون یادمه که سعی می کردن آب بطریها رو خالی کنن یا مثلا بدو بدو میرفتن آشپزخونه و با دست و لیوان و هر چیزی که دم دستشون بود آب می ریختن رو آتیش ... ولی بی فایده بود! شعله ی آتیش هر چیزی که سر راهش بود می سوزوند.

کاور کیسه خواب و چادر وحید که تازه هم خریده بودش طعمه آتیش شد. اونها رو با پا پرت کردن کنار، نوبت کاور کوله لاله بود که سوخت... علی و وحید سعی می کردن با پا و دست کپسول رو از خونه بندازن بیرون. علی میدوید... وحید می دوید...  و صدای فریادشون که "علی صورتتو بپا ... وحید بیا عقب، مواظب باش!!!"
اگه کپسول تو خونه منفجر می شد؟ اگه صورت و بدن بچه ها می سوخت؟ مطمئنم هر کدوممون تو یه صدم ثانیه این فکر ترسناک به ذهنمون رسیده بود؛ که اگه کپسول منفجر شه چیییی...

مهران دوید و رفت یه سطل گنده از حیاط پیدا کرد. آشپزخونه موکت نداشت. فک کنم خودم بودم که بلند گفتم کپسولو بندازید تو آشپزخونه! علی با یه حرکت سریع منو از کنار آتیش هل داد گوشه اتاق. دیدم یه گوشه موکت همچنان داره می سوزه و با شالی که وحید گردنش می بست سریع خاموشش کردم و وحید و علی پتوی سوخته و کپسول رو با دست و پا و هر جوری که بود پرت کردن تو آشپزخونه و وحید با یه قابلمه آب، بلاخره آتیش رو خاموش کرد... ظاهرا همه چی تموم شده بود!
.
.
.
این فضای خالی همون فضایی بود که در ما ایجاد شده بود! پر از ترس... پر از دلهره... استرس... اضطراب... هممون دل لرزه گرفته بودیم و یه جایی اون ته تهای وجودمون خالی شده بود! و همه اینها تو یک دیقه و سی ثانیه جهنمی ایجاد شده بود... یک دیقه و سی ثانیه ای که می تونست خیلی بدتر ازینها بشه! می تونست با یه انفجار کوچیک زندگی هممونو به باد بده! صحبت فقط از یک دیقه و سی ثانیه بود نه بیشتر...
وحید دراز کش یه گوشه افتاد و علی هم یه گوشه دیگه! هیچکدوممون نای ایستادن نداشتیم. نشستیم و به هم نگاه کردیم. ظاهرا همه سالم بودیم. هیچکس آسیب جدی ندیده بود. نفسهایی که حبس کرده بودیم رو دادیم بیرون و فکر کردیم که چه بلایی داره سرمون میاد؟!


ادامه دارد...

 

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت اول)

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت دوم)

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت سوم) | 1.30 ثانیه جهنمی - 5.0 out of 5 based on 2 votes

لاله قوی تر بود اما مصوم دختر کوچولوی گروه خودش رو باخته بود. نمیذاشت از کنارش تکون بخوریم و هی می گفت مواظب باشید الان میفتید! بهش آب قند دادیم و دورش پتو پیچیدیم تا کمی حالش بهتر شه!

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت دوم) - 5.0 out of 5 based on 1 vote

سفر اخیرم یکی از عجیب ترین سفرهایی بود که داشتم؛ پر از تجربه و ریسک و خطر و گریه و خنده و دوستی و عشق... یعنی فکر میکنم به اندازه چندین سفر برام تجربه داشت. گروه ده نفره ای بودیم که سه تا از بچه ها بعدا بهمون جوین شدن و مسیرمون پیمایش جنگلهای خلخال به اسالم بود...

پیاده روی جنگل خلخال به اسالم (قسمت اول) - 5.0 out of 5 based on 3 votes

همه کسانی که عاشق سفر هستن معمولا یه سبک سفر رو برای خودشون انتخاب میکنن و به همون شکل سفر میکنن، عده ای تنها و یه تعدادی هم به صورت گروهی یا با همسرشون. منصوره فراهانی یه دختر ایرانیه که سالها پیش بحاطر علاقش به سفر و ادامه تحصیل به لندن مهاجرت کرد و اونجا بعد از آشنایی با شخصی ایتالیایی سفرهاش رو شروع کرد. تو این پست میتونین گفتگوی اختصاصی مپگرد با منصوره فراهانی رو بخونید.

گفتگوی اختصاصی مپگرد با منصوره فراهانی - 5.0 out of 5 based on 9 votes

سفر لازمه هر زندگیه، سبکش مهم نیست مهم سفر کردنه اما حقیقت اینه که ذهن ما همه اش میخواد یه کاری کنه که ما کارای خوب رو انجام ندیم مثلا برا سفر کردن براتون بهانه میاره که من وقت ندارم، پول ندارم، ماشین ندارم… من خیلی وقته که این صداهارو خاموش کردم و سفر میکنم، با کمترین وقت و پول و بدون ماشین شخصی. چیزی که میخونید شرح یکی از همین سفرهاست شاید به شما هم کمک کرد تا اون صداهای ذهنتون رو خاموش کنید.

به طراوت جان سرزمین باران (قسمت اول) - 5.0 out of 5 based on 4 votes

مراکش (Morocco) کشوری است در شمال آفریقا (Africa) و یکی از سه کشوری است که هم خط ساحلی اقیانوس اطلس را دارد و هم دریای مدیترانه و معماری آن به شکوه، رمانتیک و فانتزی بودن شهرت دارد.

زیباترین درهای عکاسی شده در مراکش (Morocco) - 5.0 out of 5 based on 11 votes

کارت‌های اعتباری (Credit cards) در جامعه مدرن امروز فراگیر شده‌اند و مردم از آنها برای پرداخت قیمت همه چیز از ماشین گرفته تا مواد غذایی و حتی یک آدامس کوچک استفاده می‌کنند.


کارت‌های اعتباری مناسب سفر، فرصتی عالی برای کسب امتیازات رایگان ارائه می‌دهند که می‌توان از آن‌ برای خرید بلیت هواپیما، هتل‌ها یا دسترسی آسان به پول نقد استفاده کرد.

شرکت‌های صدور کارت اعتباری در مسابقه کسب مشتری با برندهای سفر‌ی مختلف همکاری می‌کنند (یا تنها کارت خود را ارائه می‌کنند) که مصرف‌کنندگان را با پاداش‌های ثبت نام، امتیاز وفاداری، تخفیف ویژه و چیزهای دیگر جذب می‌کند. تمایل این شرکت‌ها به جذب شما به عنوان مصرف کننده، واقعا به سود شما است، شما می‌توانید با این سیستم، هزاران بلیط رایگان هواپیما، هتل، تعطیلات و حتی پول نقد به دست آورید.
شما  تنها از طریق جوایز ثبت نام، می توانید امتیاز جمع کنید و با آنها سفر رایگان داشته باشید، به همین دلیل ثبت نام برای یک کارت اعتباری سفر بسیار مهم است، این ثبت نام دروازه‌ای به سفر رایگان خواهد بود.

چطور کارت اعتباری مناسب برای سفر را انتخاب کنیم؟

هیچ گونه کارت اعتباری مناسب سفر کاملی وجود ندارد، همه کارت ها مزایای مختلفی دارند که برای افراد مختلفی مناسب هستند. مثلا می توانید برای رزرو پرواز از یک کارت AMEX (با امتیاز سه برابر به ازای هر دلار خرج شده)، Chase Sapphire (و گاهی یک کارت‌ Starwood) برای هزینه‌های روزمره استفاده کنید.

کارت AMEX

 

در یک کارت هدیه سفری به دنبال چه چیزی باشیم؟

به دنبال کارت های جایزه ای باشید که موارد زیر را ارائه دهند:

  • جایزه ثبت نام فوق العاده

یک جایزه ثبت نام فوق العاده، به شما کمک می کند تا سریعتر حسابتان پر شود و بتوانید یک پرواز رایگان بخرید. (مبلغ این جایزه ها گاهی به اندازه چند پرواز رایگان هم می رسد). فقط در صورتی برای یک کارت ثبت‌نام کنید که جایزه ثبت نام بالایی داشته باشد.

جایزه های ثبت نام یک کارت اعتباری معمولا به این شکل هستند:

برای دریافت یک جایزه بزرگ، باید یک خرید انجام دهید یا حساب کاربریتان را به یک حداقل هزینه در یک بازه زمانی مشخص برسانید، بعد می توانید با توجه به نوع کارت، به ازای هر دلار صرف شده، امتیازهای یک تا پنج برابری به دست آورید.
به عنوان مثال، کارت های  خطوط هوایی آلاسکا جایزه 25000 مایلی دارد، که برای به دست آوردن آن فقط باید کارت را تایید کنید (و هزینه سالانه 75 دلار آمریکا را بپردازید).
و یا می‌توانید با کارت Citi Prestige بعد از پرداخت 3000 دلار در سه ماه اول، 50000 امتیاز دریافت کنید.
از طرف دیگر، شرکت Starwood Preferred Guest American Express بعد از پرداخت 30000 دلار در سه ماه اول، به شما 25000 امتیاز می‌دهد.
پاداش کارت‌های معمولی بین 25 تا 50 هزار امتیاز است هر چند گاهی می‌تواند به 100000 امتیاز هم برسد، به همین دلیل است که این کارت‌ها مناسبند.

  • امتیاز خرج کردن مضاعف

بیشتر کارت‌های اعتباری به ازای هر دلار هزینه، یک امتیاز ارائه می‌دهند. با این حال، کارت‌های اعتباری خوب یا کارت‌های اعتباری یک برند خاص موقع خرید در بعضی خرده‌فروشی‌ها به شما امتیاز اضافی می‌دهند. این کار به بالا بردن سرعت کسب امتیازات کمک می کند. مسلما شما هم ترجیح می دهید به ازای هر دلار چند امتیاز به دست بیاورید.

به عنوان مثال، با کارت Preferred Chase Sapphire، دو برابر امتیاز برای سفر و عذا خوردن در رستوران ها به دیت می آورید،ا Chase Ink پنج برابر به شما برای هزینه‌های اداری امتیاز می‌دهد و کارت هدیه طلایی American Express Premier برای بلیط هواپیما 3 برابر امتیاز می دهد. سعی کنید کارت‌هایی را برای هزینه های روزمره‌ خود استفاده کنید که به ازای هر دلار خرج شده جایزه بیشتری به شما بدهد.

  • حداقل هزینه خرج شده

متاسفانه معمولا لازم است یک حداقل هزینه‌ را برای کسب جوایز بزرگی که این کارت‌ها ارائه می‌دهند بپردازید. روش‌هایی برای جعل این هزینه‌ها وجود دارد ولی بهتر است بتوانید جایزه‌ها را با استفاده از هزینه‌های روزانه عادی به دست آورید. لازم نیست حتما از کارت‌‌های با حداقل هزینه خرج شده بالا دوری کنید چون این کارت ها جوایز قابل توجهی ارائه می‌دهند، ولی خوب است با جایزه کم شروع کنید تا بین تعداد زیادی کارت‌ که نمی‌توانید هزینه حداقل آن ها را تامین کنید سرگردان نشوید. وقتی کارت را دریافت می‌کنید، نمی‌توانید برای آن درخواست مجدد دهید پس عجله نکنید و جایزه ثبت نام را از دست ندهید.
به همین دلیل است که هدف داشتن و شروع کار با جایزه کوچک در مورد کارت‌های اعتباری اهمیت دارد، چون حتی یک اشتباه در این بازی می‌تواند شما را گرفتار هزینه های اجباری کند که از عهده آن برنمی‌آیید (و البته امتیازات جایزه‌ای که نمی‌توانید به دست آورید!)

شاید آسان باشد که در یک مدت زمان کوتاه برای ده کارت ثبت نام کنید اما ممکن است برای گرفتن امتیاز جایزه مجبور باشید هزینه هایی از ده تا سی هزار دلار را در یک دوره زمانی خیلی کوتاه بپردازید که فشار مالی بالایی است.
مدیریت توانایی پرداخت حداقل هزینه، کار مهمی  است چون اگر فقط برای گرفتن این امتیازات پول بیشتری نسبت به حالت معمول خرج کنید دیگر آن‌ها را رایگان به دست نیاورده‌اید. طبق روند معمول خود خرج کنید نه حتی یک پنی بیشتر.

  • داشتن امتیاز ویژه

همه این کارت‌های اعتباری سفری، امتیاز های خیلی خوبی دارند. خیلی از آن‌ها به شما جایگاه وفاداری ویژه یا امتیازهای دیگری می‌دهند. مثل کارت‌های بدون هزینه‌ تراکنش خارجی، بررسی رایگان چمدان، اولویت اقامت، چند شب اقامت رایگان و …

  • هزینه‌های سالانه کارت های اعتباری

هیچ کس پرداخت هزینه سالانه برای کارت‌های اعتباری را دوست ندارد. خیلی از هزینه‌ها برای کارت‌های اعتباری شرکت‌های برند از 50 تا 95 دلار در سال متغیر است. گرفتن کارت هزینه دار برای کسانی که زیاد مسافرت و پرواز می‌کنند با ارزش است. کارت‌های مبتنی بر هزینه، جایزه بهتری به شما می دهند که می‌توانید از طریق آن سریعتر امتیاز کسب کنید و خدمات و پیشنهادهای ویژه تری دریافت کنید و با این کارت‌ ها پولی بیشتر از هزینه‌های صرف‌ شده‌ خود در سفر پس‌انداز کنید.

  • هزینه‌های تراکنش خارجی کارت های اعتباری

بیشتر کارت‌های اعتباری موقع استفاده در خارج از کشور، هزینه 3 درصدی دارند. استفاده از کارت‌های اعتباری به این دلیل خوب است که از طریق آنها نرخ ارز خوبی به دست می‌آورید اما زیاد جالب نیست که در هر بار استفاده از این کارت ها هزینه پرداخت کنید. ساده‌ترین کارت اعتباری برای اجتناب از هزینه‌های خارجی، کارت Capital One Venture است که هیچ هزینه سالانه‌ای ندارد اما بدون جایزه است. این کارت برای کسانی مناسب است که طرفدار سادگی هستند و به امتیاز اهمیت نمی‌دهند، با این حال اگر شما امتیاز بخواهید و هزینه سالانه از نظرتان با ارزش باشد، بهترین کارت‌های اعتباری برای دوری از هزینه‌های خارج از کشور، Chase Sapphire Preferred، Starwood American Express، همه کارت‌های هواپیمایی‌های برند، Barclay's Arrival Plus یا Chase Ink هستند. این کارتها بهتر از کارت Capital One هستند اما نیازهای هزینه‌ای هر کس متفاوت است.

 

اگر اعتبارتان کم باشد چه کار می توانید انجام دهید؟

خیلی از کارت‌های هدیه سفر فقط در دسترس افرادی قرار می گیرند که نمره‌های اعتباری بالا داشته باشند و اگر نمره شما کم (650 یا کمتر) باشد می بینید که اعتبارتان کم شده است و انتخاب های محدودی دارید.
هیچ راه حل جادویی برای بهبود ناگهانی نمره‌های اعتباری شما وجود ندارد. اگر نمره اعتباری پایینی دارید باید آن را بسازید و افزایش دهید. برای انجام این کار و کارت‌های امتیازی که می‌توانند به شما کمک کنند روش هایی وجود دارد، که اینجا توضیح می دهیم.

 

پنج روش برای بهبود اعتبار برای دریافت کارت های هدیه سفر

  • به سایت AnnualCreditReport بروید و یک کپی رایگان از گزارش اعتبار خود دریافت کنید. این سایت به شما اجازه می‌دهد از نمره اعتباری خود باخبر شوید تا بفهمید که باید روی چه حوزه‌هایی کار کنید.
  • هر اطلاعات نادرستی در مورد گزارش اعتباری خود را که در سازمان‌های گزارش اعتبارExperian، Equifax و Transunion وجود دارد رد کنید. اجازه ندهید اشتباهات رتبه شما را پایین بیاورند.
  • یک کارت اعتباری ایمن بگیرید. برای این کارت‌ها لازم است یک سپرده نقدی باز کنید که مثل یک کارت اعتباری پیش پرداخت شده است. اگر می خواهید 500 دلار در کارت اعتباری ایمن خود قرار دهید می‌توانید هر ماه  تا 500 دلار از آن استفاده کنید و بعد مبلغ را باز پرداخت کنید. هزینه و پرداخت کامل حساب در هر ماه روش خوبی برای ایجاد قابلیت اعتماد است. یک کارت با ایمنی خوب به صورت خودکار به سه اداره اصلی اعتبار گزارش می‌دهد. این کار به شما کمک می‌کند ‌سابقه اعتباری خوبی بسازید و نمره خود را بالا ببرید. مثلا HSBC یک ویزا کارت امن با هزینه سالانه صفر برای سال اول و حداقل سپرده 200 دلار ارائه می‌دهد. از بانک‌ محلی یا صادرکننده کارت اعتباری خود بپرسید که چه گزینه هایی ارائه می‌دهند و آن ها را بگیرید. می‌توانید محدودیت را در طول زمان بالا ببرید؛ این کار باعث افزایش نمره شما می شود و اجازه می‌دهد به طرف گرفتن یک کارت اعتباری معین بروید.
  • کاربر مجاز کارت شخص دیگری شوید که اعتبار خوبی دارد، در این صورت، امتیاز آن فرد به شما می رسد و مثل این است که آن ها شما را ضمانت و تایید می‌کنند. این کار می‌تواند باعث بهبود سریع  نمره شما شود. ( البته پرداخت‌های انجام نشده شما در حساب آن‌ها هم نشان داده می‌شود بنابراین اگر آنها از نظر سرمایه و امور مالی جایگاه بالایی ندارند، کسی را به کارت خود اضافه نکنید یا نگذارید کسی شما را اضافه کند. هر دو روش جواب می‌دهد.
  • تمام صورت حساب های فعلی را به موقع بپردازید و بدهی بیشتری ایجاد نکنید (بدهی فعلی خود را هم به کارت‌های کم بهره یا با بهره صفر انتقال دهید).
  • نمرات اعتباری در طول زمان بهتر می‌شوند اما همیشه به این شکل نیست .... و لازم نیست بدهی‌ شما صفر باشد تا این اتفاق بیفتد. چند ماه‌ مدیریت هوشمندانه پول کافی است تا افزایش نمره خود را ببینید.

Capital One، Barclays و Discover کارت‌هایی برای افراد با اعتبار کم یا بدون اعتبار ارائه می‌دهند. علاوه بر این، از اتحادیه‌ اعتباری محلی خود بپرسید تا متوجه شوید که آیا آن ها کارت‌های پیش پرداخت شده‌ای دارند که بتوانید بگیرید یا نه. با بانک‌های بزرگ تماس بگیرید یا به یک شعبه بروید و از تحویل‌دار سئوال کنید. همه مؤسسات مالی محصولاتی برای افراد با اعتبار کم دارند. آن‌ها را بگیرید و به طور مرتب با آن‌ها کار کنید. اگر غیر فعال باشید نمره شما بهتر نمی شود اما اگر به بانک‌ها فشار بیاورید و ثابت کنید که خطری محسوب نمی‌شوید به زودی کارت‌های خوبی می گیرید که می‌تواند جایزه های خوبی به شما برساند! ممکن است بهترین معاملات یا کارت‌ها را سریع به دست نیاورید اما در نهایت به آن‌ها دست خواهید یافت. این کار فقط کمی زمان می‌برد.

Capital One، Barclays و Discover کارت‌هایی

کدام کارت اعتباری را باید بگیرید؟

کارت‌های اعتباری زیادی وجود دارد، شما کدام را انتخاب می‌کنید؟ همه آنها را. هر چه می‌توانید کارت بگیرید، اما اول هدف خود را مشخص کنید.
آیا به وفاداری به یک برند علاقه دارید یا جایزه های رایگان یا پرهیز از هزینه‌های بیشتر؟ آیا می‌خواهید پاداش‌ها و جوایز سیستم را برای پرواز رایگان به دست بیاورید یا فقط کارتی می‌خواهید که استفاده از آن در یک رستوران خاص در برزیل برایتان بدون هزینه باشد؟ به عنوان مثال، اگر همیشه برای پرواز به American Airlines وفادارید بهترین کارت‌ها برای شروع، کارت Citi American AAdvantage (با جایزه ثبت نام 50000 امتیازی) و کارت‌ Starwood American Express (با جایزه ثبت نام 25000 امتیازی به همراه 20 ٪ پاداش انتقال) است که می‌توانید با حساب AA خود از آن استفاده کنید.

Citi American AAdvantage

اگر می‌خواهید امتیازها را در موقعیت های دلخواه مصرف کنید می‌توانید کارت‌های Chase یا American Express را بگیرید چون می‌توانید از امتیازهایشان در انواع شرکت‌های مسافرتی استفاده کنید، اگر فقط اتاق‌های هتل رایگان می‌خواهید، برای کارت‌های هتل ثبت نام کنید.

می‌توانید با تمرکز روی چیزی که می خواهید، اهداف کوتاه مدت خود را به حداکثر برسانید و در هک سفر ماهر شوید. همیشه کارتی وجود دارد که کمک می‌کند به هدف خود برسید اما بدون شروع با یک هدف، به دلیل تنوع زیادی که وجود دارد دچار سردرگمی می شوید. وقتی استفاده از کارت‌های اعتباری هدیه سفر را شروع می‌کنید روی مواردی تمرکز کنید که کمک می‌کنند به هدف خود برسید

 کارت‌های Chase یا American Express

 

کارت‌های اعتباری مورد علاقه افراد مختلف (علاوه بر کارت‌های خطوط هوایی برند)

  • کارت‌ Starwood از American Express
  • Chase Sapphire Preferred
  • کارت طلایی هدیه American Express Premier (امتیاز سه برابری در پرواز)
  • Chase Ink Bold (بهترین کارت کسب و کار)
  • (Citi Prestige / Premier (perk شرکای انتقال عالی
  • مسترکارت Barclaycard Arrival Plus World
چطور کارت اعتباری مناسب سفر انتخاب کنیم؟ - 5.0 out of 5 based on 17 votes

تو قسمت اول صعود به قله دماوند توضیح دادم که روز اول چطور گذشت و خودمون رو به بارگاه سوم رسوندیم و شب رو اونجا خوابیدیم، حالا ادامه داستان رو بخونین...

گزارش صعود به قله دماوند از جبهه جنوبی (روز دوم) - 5.0 out of 5 based on 7 votes
صفحه1 از2

سفرهای پیشنهادی

خبرنامه

برای دریافت اطلاعات مفید گردشگری عضو شوید. ( ما هرگز اسپم نمی فرستیم )
لوگوی جشنواره وب و موبایل ایران